ضمیمیه ی پایینو بخونید
سلام دوستان عزیزم :
بازم از این که دیر آپدیت کردم معذرت می خوام .
اما باور کنید نمی دونم چرا این جوری شدم حوصله ی هیچ کاری رو ندارم !
چند روزیه که خیلی دلم گرفته از چی و چرا نمی دونم ؟!
من که اگه یه روز ساعت هشت بیدار نمی شدم و تا ساعت نه آنلاین نبودم روزم شب نمی شد حالا چند روزه که اصلا نیومدم کامنت ها رو بخونم اما از لطف همتون ممنونم.
دیگه حتی آهنگ های سیاوش هم نمی تونن آرومم کنن ( نه شعرم می دهد تسکین به حالم به غیر از اشک غم در دفترم نیست )
راستی دلناز خانوم دوست خوبم گفتند که وبلاگشونو حذف کردن خیلی دوست داشتم ازشون بپرسم چرا این کارو کردند ؟ اما مثل این که دیر رسیدم اگه شما خبری از ایشون دارید به من هم بگید ممنون می شم .
تقدیم به همه ی شما دوستان خوب و مهربونم که منو تو جزیرم تنها نمی زارید و درد دل های منو می خونید
هر شب به یادت دریای دلواپسی را غزل غزل می گریم
تو در چشمان مهتابی کدامین ستاره خفته ای
که حتی یک لحظه به دنیای رویاهایم سرک نمی کشی
تو در کدامین سرزمین لانه کرده ای
که فریاد بلند دردهایم را نمی شنوی
ای خسته از تکرار
تنها دل خوشی ام تکرار لحظه هایست
که در این سراب سوخته با خیالش زنده مانده ام
ضمیمه ۲۵ مرداد
سلام من مریم دوسته آلیسم
چون خودش یه مدت مسافرت رفته من خواستم به جاش آپ کنم
ولی راتس من هیچ وقت نمیتونم مثل آلیس بنویسم به همین دلیل فقط توی این پست یه قسمت اضافه کردم
امیدوارم که بهش خوش بگذره و یادش نره ما رو هم دعا کنه
سلام امیدوارم حال همتون خوب باشه
از این که دیر آپدیت کردم ببخشید آخه دیروز یه آزمون داشتم که چها روز قبلش تاریخشو فهمیدم بنابراین این چند روز سخت مشغول درس خوندن بودم و می تونستم فقط مثل همیشه صبح ها زود بیدار شم و حرف های قشنگ شما رو بخونم و اگه فرصت شد جواب بدم (منم بچه مثبت)
درباره ی پست قبلی هم که چند نفر گفتند "تکراریه" باید بگم وقتی اولین کامنتی که گذاشته بودند خوندم که گفته بودند تکراریه تصمیم گرفتم وقتی پست بعدی رو گذاشتم اونو حذف کنم اما حالا که تعداد بیشتری از دوستان لطف کردند و اومدند نظر دادند دیدم فقط چهار نفر قبلا خوندنش ( حالا عزیزانی که قبلا خوندنش و چیزی نگفتند منو ضایع نکنند) منم گذاشتمش برای کسانی که هنوز نخوندنش
حالا اینا رو ولش کنید این یکی از آهنگ های سیاوش قمیشیه که من خیلی دوسش دارم چون واقعا حرف دل منو زده امیدوارم شما هم خوشتون بیاد
خیلی وقته دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نزده
خیلی وقته ابری پرپر نشده
دل آسمون سبک تر نشده
مه سرده رو تن پنجره ها
مثل بغض توی سینه ی منه
ابر چشمام پر اشکه ای خدا
وقتشه دوباره بارون بزنه
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بد جوری دل تنگ شده
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
کوه غصه از دلم رفتنی نیست
حرف عشق تو رو من با کی بگم
همه حرفا که آخه گفتنی نیست