تبليغاتX
تنهاترین جزیره روی زمین

 

 

سلام

اميدوارم كه حال همتون خوب باشه

بالاخره اين امتحانا هم تموم شد من هم راحت شدم البته تا حالا به اين بدي امتحان نداده بودم

امتحانا رو بد دادم هيچي

اين دبيرا هم انقدر اذيت كرديم كه اكثرا 5 نمره ي مستمر رو بهم نمي دن

 

من ديگه بايد برم

خداوند شما را قرين رحمت سازد

 

 

 

 

 

 صليب

 

 

 

اندوه تنهايي

 

 

 

پشت شيشه برف مي بارد

پشت شيشه برف مي بارد

در سكوت سينه ام دستي

دانه ي اندوه مي كارد

 

مو سپيد آخر شدي اي برف

تا سرانجامم چنين ديدي

در دلم باريدي ...اي افسوس

بر سر گورم نباريدي

 

چون نهالي سست مي لريزد

روحم از سرماي تنهايي

مي خزد در ظلمت قلبم

وحشت دنياي تنهايي

 

ديگرم گرمي نمي بخشد

عشق ،اي خورشيد يخ زده

سينه ام صحراي نوميد يست

خسته ام ،از عشق هم خسته

 

غنچه ي عشق تو هم خشكيد

شعر ،اي شيطان افسونگر

عاقبت زين خواب درد آلود

جان من بيدار شد ،بيدار

 

بعد از او بر هر چه رو كردم

ديدم افسون سرابي بود

آنچه مي گشتم به دنبالش

واي بر من نقش خوابي بود

 

اي خدا...بر روي من بگشاي

لحظه اي درهاي دوزخ

تا به كي در دل نهان سازم

خسرت گرماي دوزخ را ؟

 

ديدم اي بس آفتابي را

كو پياپي در غروب افسرد

آفتاب بي غروب من !

اي دريغا ،در غروب !افسرد

 

بعد از او ديگر چه مي جويم

بعد از او ديگر چه مي پايم ؟

اشك سردي تا بيفشانم

گور گرمي تا بياسايم

 

پشت شيشه برف مي بارد

پشت شيشه برف مي بارد

در سكوت سينه ام دستي

دانه ي اندوه مي كارد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سوم بهمن 1384ساعت 6:53  توسط مریم  |