سلاممممممم.
سلامممممممممممم.
سلامممممممممممممممم .
اميدوارم حال همتون خوب باشه و اگه مشغول امتحانات هستيد يا امتحاناتون تموم شده تو درساتون موفق باشيد . و نتيجه اي رو كه مي خوايد به دست بياريد .
من هم سخت مشغول كنكورم اما نمي تونستم امروز نيام .
خيلي خيلي خوشحالم .
جزيره من يك ساله شد .
تولدت مبارك .
تولدت مبارك .
تولدت مبارك .
اميدورام صد ساله شي جزيره قشنگم .و هيچ وقت زير آب نري .
نمي دونيد چقدر خوشحالم . من هميشه وقتي تولد يكي از دوستامه خيلي ذوق زده مي شم . مخصوصا كه الان اولين سال تولد جزيره نشينه .
من نمي دونم اصولا به وبلاگها هديه تو لد چي مي دن . به همين خاطر براي تولد جزيره يه قالب جديد هديه مي دم و براش بارون مي زارم كه تو اين هواي گرم يه موقع گرمش نشه و مثل من تب نكنه . اميدوارم كه خوشش بياد .
تو اين يه سال اين جزيره براي من مثل يه دوست خوب بوده . كه هميشه پاي حرفام نشسته و همشو از حفظه و هيچ كدوم از درد دل هاي منو فراموش نكرده .و مهم تر از همه اين كه اين جزيرم بود كه باعث شد من حالا يه دوست خيلي خوب داشته باشم ( البته الان باهام قهره و نمي دونم بايد چكار كنم كه ديگه ازم دلخور نباشه .مي دونم تقصير من بود . اما من كه معذرت خواهي كردم . نمي دونم چرا قبول نكرد . به يك پير مرد با سن حداقل ۸۶ سال جهت وساطت نيازمنديم )
باورم نمي شه به اين زودي يه سال گذشت . اما يه چيزو مطمئنم كه تو اين يه سال خيلي تغيير كردم و مي تونم با اطمينان بگم كه من ديگه مريم يه سال پيش نيستم . البته همه آدما هميشه در حال تغييرن و هيچ وقت ثابت نمي مونن . اما تو اين چند ماه قبل مسير زندگي من كاملا عوض شد . كه خيلي هم از اين تغيير خوشحالم و از تمام دوستاني كه كمكم كردن صميمانه تشكر مي كنم .
بازم تولدت مبارك تنها ترين خاك خدا . خيلي خيلي دوست دارم .
راستي چند روز پيش تولد آقاي سياوش قميشي بود . تولد ايشونم هم به تمام طرفداراشون تبريك مي گم .يه ذره دير شده اما تقصير من نبود . مگه اين كنكور مي زاره .
................................................
من همون جزيره بودم خاكي و صميمي و گرم
واسه عشق بازي موجا قامتم يه بستر نرم
يه عزيز دردونه بودم پيش خيس موجا
يه نگين سبز خالص روي انگشتر دريا
تا كه يه روز تو رسيدي توي قلبم پا گذاشتي
غصه هاي عاشقي رو تو وجودم جا گذاشتي
زير رگبار نگاهت دلم انگار زير و رو شد
براي داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس كشيدي انگار نفسم بريد تو سينه
ابر و باد و دريا گفتن حس عاشقي همينه
اومدي تو سرنوشتم بي بهونه پا گذاشتي
اما تا قايقي اومد از من و دلم گذشتي
رفتي با عشقت سوي روني فردا
من و دل اما نشستيم چشم به راهت لب دريا
ديگه رو خاك وجودم نه گلي هست نه درختي
لحظه اي بي تو بودن مي گذره اما به سختي
دل تنها و غريبم داره اين گوشه مي ميره
ولي حتي وقت مردن باز سراغتو مي گيره
مي رسه روزي كه ديگه قعر دريا مي شه خونم
اما تو درياي عشقت باز يه گوشه اي مي مونم
......................................................
منم ،
روي زمين تنها ترين خاك خدا
همه تنم در حسرت يه جاي پا
جزيره ام ، جزيره اي كه هميشه تو غربتم
تنهام نزار ، اي رهگذر ، من تشنه ي محبتم
تو نديدي ، چه غريبه جزيره ، يه خاكه توي آب اسيره .
هميشه ، تو هراس مرگه كه روزي زير آب نميره
منم ،
تنها ترين جزيره روي زمين
تو مي دوني درد منو غربت نشين
جزيره اي پا بسته ام
شده بن بست دنياي من
اي رهگذر از بي كسي
شده مسموم هواي من
........................................................
تقديم به ........
كي مهربوني تو گرفت
ار من غرقابه درد
كي دستاي عزيزتو
تبر براي ساقه كرد
كينه رو كي ياد تو داد
تو هم شدي مثب همه
از تن گرم عاشقت
كي ساخته يه مجسمه
نمي شه باورم تويي
نه اينكه چشمايي تو نيست
تو طاقتت نبود منو
ببيني با چشماي خيس
قد تموم درد من
تو داشتي كهنه مرهمي
ديروز بودي مرگ غم
امروز تولد غمي
از لب قصه ساز تو
مونده صداي دشمني
سخته كه باور بشه
تو همون عاشق مني
.........................................................
خوب ، بهتره ديگه برم بشينم درس بخونم . 13 روز مونده به كنكور .
بعد از كنكور حتما ميام .
موفق باشيد .
خداوند شما را قرين رحمت سازد .
سلام
خوبید دوستان خوبم
امتحانا تموم شد .
مدرسه هم تموم شد .
خیلی دلم برا مدرسه تنگ می شه . مخصوصا که دیگه سال آخر بود و تموم شد . خیلی زود گذشت . کاش می شد یه بار دیگه درس خوندن رو از اول دبیرستان شروع کنم .
من همیشه از مدرسه لذت بردم . درسا ، دبيرا ،امتحانا ، دوستام و ديوونه بازي هاي مدرسه .
به نظر من بهترين دوران زندگي آدم وقتيه كه مدرسه مي ره . شيطنت هاي سر كلاس ، به هم ريختن كلاس ،دوست هاي خوب و قشنگ تر از همه درس خوندن و استرس درسا و امتحانا .
يادش به خير دبير حسابان پارسالمون هميشه بهم مي گفت :تو كه درست خوبه چرا انقدر شلوغ مي كني ؟ من هم بهش مي گفتم : من ؟؟؟؟؟؟؟ من به اين ساكتي !!!!!!!!!!!!!! اونم مي گفت : اره تو . بعدشم هميشه نفرين مي كرد كه يه روز خودمون دبير بشيم .
دلم برا همشون تنگ مي شه . مخصوصا برا نشستن رو ميز دبير و از طبقه سوم كوچه رو ديد زدن دلم تنگ مي شه .
به هر حال همش تموم شد و اون روزا ديگه هيچ وقت بر نمي گردن .
۱۳ ارديبهشت بت مريم دوستم از كلاس رياضي داشتيم بر مي گشتيم ، داشت بارون مي اومد .
من اصرار كردم پياده بريم اما مريم قبول نكرد گفت : من چتر با خودم نيوردم ، پياده هم زير بارون راه نمي رم . چند اقيقه اي بحث كرديم آخرش من تسليم شدم با تاكسي اومديم .
رسيديم . داشتم پياده مي شدم يه دفعه ماشينه راه افتاد من هم به هر بدبختي كه بود پياده شدم . چند متر اون ورتر وايساد مريم هم پياده شد . تاكسيه هم رفت . من همون جا وايساده بودم . مريم اومد گفت : بريم . گفتم : كجا ؟ماشينه از رو پام رد شد . گفت پات شكسته ؟ راه برو ببينم . من هم چند قدم راه رفتم ، برگشتم گفتم بريم چيزي نيست ،نشكسته .
يه دفعه مريم عصباني شد شروع كرد داد زدن كه تو حواست كجاست ؟چرا حواست به خودت نيست ؟ داشتي به چي فكر مي كردي ؟ اگه پات مي شكست چي ؟
هر چي گفتم مريم كوتاه بيا من كه مقصر نبودم من بيچاره داشتم داشتم پياده مي شدم من كه كاري نكردم . اما مگه فايده داشت ؟ همش حرف خودشو مي زد .
بدتر عصباني شد . كنار خيابون وايساده بوديم . باورتون نمي شه منو مي زد !!!!!!!!!!!!!!!!!
من هم از يه طرف پام درد مي كرد ،مريم كه داشت با عصبانيت منو مي زد ،مردم هم همه داشتن با تعجب ما رو نگاه مي كردن . اونجا واسياده بودم فقط داشتم مي خنديدم .
حالا شما تصور كنيد دو تا دختر كنار خيابون وايسادن يكي داره اون يكي رو مي زنه اون يكي هم داره با صداي بلند مي خنده .
اصلا هم به اين فكر نمي كرديم كه تو خيابونيم و همه دارن ما رو نگاه مي كنن .
حالا همين موقع يه رنو داشت از اونجا رد مي شد ، يه پسره سرشو از شيشه ماشين آورد بيرون ، خيلي جدي با عصبانيت داد زد : ولش كن .
هر دومون ساكت شديم چند لحظه با تعجب نگاش كرديم بعد دوتايي زديم زير خنده . خيلي جالب بود يه جوري با عصبانيت داد زد كه مثل اينكه اصلا قصدش مسخره كردن و تيكه انداختن نيست . هر دومون كف كرديم . اما خدا خيرش بده منو نجات داد . اخه من كه كاري نكرده بودم . حالا ماشينه پامو نشكسته بود مريم مي خواست دستمو بشكنه .
اصلا هم به روی خودم نمی آوردم که پام درد می کنه . می گفتم حالا که چیزی نشده یه پیکان بوده كاميون كه از رو پام رد نشده !!!!!!!!!!!!!!!!!
نتيجه اخلاقي : وقتي دارين از ماشين پياده مي شين حواستون باشه ماشين از رو پاتون رد نشه چون ممكنه دستتون بشكنه !!!!!!!!!!!!!!!!
به هر حال هر چي بود به خير گذشت . اما من هر وقت چشمم به جاي زخم رو پام مي افته ياد اون روز مي افتم شروع مي كنم خنديدن .
خوب ديگه من رفتم تا ۲۷ خرداد .
خداوند شما را قرين رحمت سازد .
اگر نمي تواني شاهراه باشي
كوره راه باش
اگر نمي تواني خورشيد باشي
ستاره باش
كميت نشانگر پيروزي و ناكامي تو نيست
بهترين هر آن چه هستي باش
**************************
شايد چالاك ترين افراد نباشم
شايد بالا بلندترين و يا نيرو مند ترين نباشم
شايد بهترين و يا زيرك ترين نباشم
اما قادرم كاري را بهتر از ديگران انجام دهم
اين كار هنر خود بودن است